سيد محمد كمره اى
250
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خبرهايى از مهاجرين در زدند . گفتند ميرسيد يوسف خان ژاندارمه ، آدم سليمان ميرزا است . آمد تو . اظهار داشت از ايل جاف آمدم و بيست و پنج روز است مساوات هم آمده بود با مشار الدوله و حاج على آقا و يك نفر ديگر آنجا و مىخواستند از آنجا بروند به طرف سقز كه ملحق به قواى عثمانى بشوند . من از آنجا آمدم به طهران . بعد او رفت كه مشاور الممالك را ببيند . من هم مشغول . آقاى عين الممالك آمد . تا يك ربع به غروب مشغول صحبت . مذكور شد بينش رئيس ماليه شاهرود [ و ] خلخالى رئيس ماليه سمنان و دامغان [ شدهاند ] . صبح مشير السلطان مىگفت مير سيد مصطفى خان رئيس ماليه كاشان [ شده ] . بعد با عين الممالك بيرون آمده ، ايشان به خانه خودشان من هم به خانه ميرزا حسين خان پسر علاء السلطنه ، راپورت برنج [ را ] كه دويست و هفده خروار كسرى بوده ، پنج خروار كسرى گونى و حصير ، مابقى داده شد ، الا سه خروار و دوازده من [ بدهم ] . دو خروار از شميرانات ، يك خروار ايتام مدرسه سنلويى ، يك خروار رعاياى قصر قاجار و يكصد و سى و هفت تومان هم مخارج كرايه محل و قپان و عملهجات و غيره شد . سه خروار و دوازده من ، شصت و دو من به مدرسه و مريضخانه حاج شيخ هادى و دو خروار و پنجاه من براى شميرانات مجددا تخصيص شد . تا ساعت سه و نيم دبير الملك ، سيف الاطباء ، حاج ميرزا عباسقلى آقا ، اويسى ، وزير ، استوار و من . بعد ساعت سه و نيم بلند شده به خانه آمدم . شام دمپخت با قيسى خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] جمعه 27 شعبان « 1 » . - صبح بعد از چايى ، آقا ميرزا عباسقلى خان آمد كه امروز با رفقا در باغ وزير براى تفريح آمده تا عصر هستيم . قدرى صحبت نموده رفت . من هم بعد از ساعتى بيرون آمده به خانه حاج جلال لشكر و مصباح السلطنه رفته ، نبودند . بعد به عيادت طبيبزاده رفته ، ساعتى نشستم . بعد بلند شده دكان مشهدى محمد تقى حداد رفته ، كارد را كه داده بودم تيز كند گرفته ، به خانه حاج صادق بانكى رفته ، نبود . بعد به خانه آقا ميرزا على اكبر انتيكهچى رفته ، آقا شيخ محمد رضاى قمى [ هم آنجا ] بود . قدرى صحبت ، بعد از ساعتى و چايى خوردن
--> ( 1 ) . دفتر هفدهم . تاريخچه از جمعه 27 شعبان تا هفدهم رمضان 1336 .